مرتضى راوندى
444
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فرهنگى غرب بىخبر بود و « عمل عكاسى » را مخالف قانون و براهين علميه حكماى سلف ، مىدانست و وقتى عكس خود او را برداشتند ، انگشت حيرت بدندان گرفت . . . « 1 » . . . افكار و تحقيقات دانشمندان جديد فرنگستان در رشته طبيعيّات و رياضيات از اوايل سدهء نوزدهم ميلادى ( قرن سيزدهم هجرى ) به بعد ، راه به ايران باز كرد . . . كنت دوگوبينو ، وزير مختار فيلسوف مشرب فرانسه در ايران ، كه با اهل حكمت و دانايان فرقههاى مختلف مذهبى محشور بود مىنويسد : « من اشخاصى را مىشناسم كه دانشمند متبحّر در علوم و معارف هستند و نسبت به فراگرفتن معلومات مفيده حريصاند و از دقايق و لطايف فلسفه ، حظ و لذّت فراوان مىبرند . . . » « 2 » همچنين به كسانى برخورده است كه افكار فلسفى اسپينوزا و كانت را مىدانستند و با پرسشهاى خود ، او را متحيّر مىساختند . . . گوبينو ضمن گفتار دربارهء « آزادانديشان » ايران مىگويد ، اين دستور دكارت « چون فكر مىكنم پس هستم » جلب توجه هوشمندان ايران را كرده است . « جلساتى كه پنج فصل از شاهكار دكارت را به پارهاى از دانشمندان متفكر و باهوش ايرانى ارائه دادم هرگز فراموش نخواهم كرد ، اين فصول پنجگانه در آنها تأثيرات فوق العاده كرد ، و البته اين تأثيرات بىنتيجه نخواهد ماند . . . فيلسوفان ايرانى كه با من آشنا هستند ، بيشتر مايلند كه معرفت كاملى به احوال اسپينوزا و هگل پيدا كنند و علت آن هم معلوم است ، زيرا كه افكار اين دو فيلسوف ، آسيايى است . » از پيشروان افكار فلسفى جديد ، چنان كه گفتيم ، ميرزا فتحعلى آخوندزاده است ( 1295 - 1227 ) ، كه ضمن گفتارهاى مختلف ، بعضى عقايد حكماى اروپا را آورد و نكته جالبتوجه اينكه مقالهيى دربارهء انديشههاى هيوم در مسألهء واجب الوجود نگاشت . . . هيوم را از آن جهت انتخاب كرد كه رأى او را در نفى واجب مىپسنديد . ميرزا فتحعلى ، صرفا و مطلقا معتقد به فلسفهء مادى بود . بعد از ميرزا فتحعلى ، بايد از سيد جمال الدين اسدآبادى ( 1314 - 1254 ) نام برد كه درواقع ويرانگر سنّتهاى فلسفى گذشته است و آن تعاليم را معيوب و نارسا و حتى گمراهكننده مىخواند . و اين مسأله را عنوان كرد كه حكمت واقعى آن است كه بر بنياد كشفيّات علمى جديد قرار گيرد . هرچند سيد ، چندان اهل تأليف نبود ، از خطابههايش در هندوستان و از همان مختصر كه نوشته است ، وجههء نظر مترقى او را مىتوان شناخت . . . با اين مقدمه ، آراى فيلسوفان مغرب ، راهى به ايران باز كرد ، اما كسىكه تفكر را بر اصول
--> ( 1 ) . انديشههاى فلسفى ميرزا آقا خان ، به اهتمام دكتر فريدون آدميت ، ص 59 به بعد . ( 2 ) . كنت دوگوبينو ، مذاهب و فلسفه در آسياى ميانه ترجمهء فرهوشى ، ص 57 .